![]() |
![]() |
|
| زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود |
|
دیگه نکن گریه ،ما مال هم هستیم ما رشته ی عمرو محکم به هم بستیم دیگه نکن گریه ،چون روشنی پیداست ما مال هم باشیم آینده مال ماست دیگه نکن گریه ، محتاج لبخندم هر وقت بیاد خونه ، در رو نمی بندم در پشت تاریکی زنگ سحر پیداست از آرزو امشب در قلب من غوغاست تا این خدای خوب چرخو میگردونه این خونه عشقم بی تو نمیمونه هر دو نه خوبه خوب ، نه هردو بد بودیم فصل رفاقت را ما نابلد بودیم مست از جوونی ها عاشق ولی مغرور در امتحان خود ما هر دو رد بودیم تا این خدای خوب چرخو میگردونه این خونه عشقم بی تو نمیمونه.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11:45 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خاطرات روزمره زندگی....
|
|
RSS
|