تبليغاتX
Untitled Document خاطرات من و شاید شعر..
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود

سلام.بازم بعد از کلی وقت که نبودم....

ترم تاستونم تموم شد....و من هم از زیر کارورزی رفتن در رفتمو یه امضا گرفتم و هم نفهمیدم این کلاس ریاضی چجوری تموم شد!با اون استاد عتیقه اش.همه چیزو کلی میپیچونه و میگی....نمیدونم چه لذتی میبره از اینکه یه مساله که میشه از یه راه کوتاه حل کرد و اینقدر طول و تفسیر بده؟!!! شاید اینجوری نشون میده که واقعا استاده و بار علمی خیلی بالایی.........!

بله.....توی این مدتم تا مرز غرق شدن پیش رفتم و ....آخه خداییش مربی بیچاره داره کار میکنه با بچه ها بعدش غرسق نجات به جای اینکه حواسش به بچه ها باشه داره خصوصی آموزش شنا میده....خلاصه خدا خیلی لطف کرد به من و یکی دیگه از بچه ها!

 پنجشنبه هم که عروسی دختر خاله جان تود که بعد از کلی وقت که عروسی نزدیک نداشتیم خیلی حال داد.البته توی این تابستون من خیلی عقد و عروسی رفتم.....آخریش خیلی حال داد....با آرزو....عروسی یکی از دوستای مشترکمون توی تالاری که نزدیکای خونه است....چقدر منو خندوند این آرزو با کاراش!نمیشه یه موقع ما با هم باشیمو من از دستش راحت باشم!

اومدم تا اونچه که تو پست قبل قصد داشتم شرحش بدمو بنویسم اما انگار نمیشه....شاید بعضی خاطرات اگه فقط توی ذهن آدما حک بشه بهتره............!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:26  توسط شیوا | 

بعد از نمی دونم چند وقت اومدم سایت دانشگاه اونم با کلی خستگی و اعصاب خردی از بس که از این سر دانشگاه تا اون سر دانشگاه برای یه کارورزی رفتیم و اومدیم......

حالال هم منتظریم تا یه موضوع پروژه بگیریم از استاد مدینه که هر یک اه یه بار سری به دانشگاه میزنن.....

این روزه اتفاقای زیادی افتاده....البته اتفاق که نه...اما خوب...من ۳دفعه بخاطر این ۳نقطه ها تهدید شدم اما بازم نمی تونم ترک کنم(اعتیاد!)

حالا وقت بشه میام مینویسمشون....گرچه اکثرا جنبه خصوصی داره....اما....

همه چیز از یه ترجمه چندتا کلمه الکترونیک پرسیدن از یه همکلاسی قدیمی شروع شد....اصلا فکرشم نمی کردم که.....حالا تا بعد....

میام بازم....

فقط خدا کنه امروز کارم تموم بشه....یک ماه دارم میام و میرم..........!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:4  توسط شیوا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خاطرات روزمره زندگی....

پیوندهای روزانه
اگه بودی حالا...(ایلیا)
قصه ها و غصه های من(گیسو)
بی تو عمرا(مهبان)
again پژمان
مریم جووووونم
آرزو
فوری
گلبرگ آبی
سیاه نور
اسیر عشق (پژمان)
فرهنگ دوست داشتن در عشق های گم شده
ستاره
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
پیوندها
شاید وقتی دیگر
momeks
بنویسید پرستو. بخوانید قفس
تولدی دوباره
پرواز جز بال آسمان نیز می خواهد
آنتی دو تگ (سلمان)
عاشقانه هایم
پسر خود ساخته
یه نفر
با زندگی همراه شویم
باورم نمیشه دنیا داره با من راه میاد فردا
شاخه سبز خیال
یا غیاث المستغیسین
آخه تو کی بودی؟
نسترن
مسعود
بهنام
مرده شور
وفادار دلشکسته
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیزاشتم
باران دلتنگی
آتش مرگ
بودنی سخت تر از جنس کویر
یادداشت های دو نفر
آرام ولی ساکت(نرگس جونم)
دختری از جنس بلور
شیطان سیاه
بهزاد
من بی تو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان