![]() |
![]() |
|
| زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود |
|
سلام.... ۱۱ روز دیگه به آخر تابستون بیشتر نمونده و هر روز که میگذره روزها کوتاهتر و دلگیرتر میشه...بازم داره پاییز با همه (یه جورایی میشه گفت....بدیهاش) از راه میرسه....بازم هوا داره رو به سردی میره....پنجره ها بسته میشن....و بازم .... به شروع ترم جدید فقط ۶ روز باقی مونده....این ترم فعلا ۲۲واحد...احتمالا۲۴ تا میشه....ترم مهرم که اینقدر طولانی میشه که....اما خوب....هر چیزی رو باید گذروند.... این ترم شاید یه شخص جدید داشته باشیم....به قول نرگس....اصلا هیچی....البته مساله یه جورایی"فقط به خاطر تو"ه....و شاید من باید ازش تشکر کنم....چون داره این کارو واسه اثبات عشقش می کنه.....نمیدونم....فقط امیدوارم خدا تنهام نگذاره....همونطور که تا حالا تنهام نگذاشته و هر چی واسم پیش اموده به صلاحم بوده..... امیدوارم فصل خوبی رو در پیش داشته باشین.... این آپ ۹۰٪ به خاطر نرگسی جونم بود.....چون هی گفت چرا نمی آپی..... فعلا تا بعد.......
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 19:38 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خاطرات روزمره زندگی....
|
|
RSS
|